مقاله دو فرهنگ و یک فهم از معماری: تبیین موقعیت معماری و معماران از قرن هفتم تا نهم هجری
پژوهش های تاریخ معماری عمدتاً معطوف به بررسی فُرم و متغیرهای مادی مؤثر بر بناها بوده که باعث شده است زمینه های وابسته ای مثل عاملان و متغیرهای غیرمادی مؤثر بر این بناها از نظر دور بماند. حسب این نُقصان، هدفِ مطالعۀ حاضر تبیین جایگاه معماری، معماران و نیروهای غیرمادی مؤثر بر آنها در برهه ای از تاریخ اسلام است. با پیش فرض تفاوت مفهوم گذشتۀ معماری با امروز و جمعی بودن مسیر عمل آن، مبانی نظری تحقیق بر نظریۀ کنشگر- شبکه، ضمن تطابق مفاهیم آن با آراء اندیشه ورزان بازۀ زمانی تحقیق قرار دارد. نوع پژوهش کیفی و روش آن تفسیری- تاریخی است. متکی به این سامانۀ نظری و دستگاه روشی و اخذ شواهد از متون تاریخی و در فاصلۀ زمانی قرون هفتم تا نهم هجری، مشخص شد که معماری برای اولین بار در این دوره بهعنوان یک دانش مستقل در دستگاه طبقهبندی علوم مطرح و تکامل تعریف آن مرهون فهمی است که از میراث دانشی و نظام دیوانی دورۀ باستان و بهخصوص عهد ساسانی به این دورۀ زمانی رسیده و متغیرهای غیرمادی مثل دین و جریان تصوف بر شکل کالبدی معماری این دوره و معماران این عصر تا حدی نافذ، اما اثربخشی بانیان و نظام قدرت بر آنها بیشتر بوده است.
برای دریافت یکی از روش های زیر را به کار بگیرید.
10.22034/SCART.2024.139646.1355
https://scart.uok.ac.ir/article_63471.html
یا روی بخش هایلایت شده کلیک کنید، مجله جامعه شناسی فرهنگ و هنر
